![]() |
![]() |
|
| دانلودمداحي،عكس و... حتمادراین وبلاگ عضوشوید. |
|
بادها عطر خوش سيبِ تنش را بردند
زخمها لاله باغ بدنش را بردند نيزهها بر عطشش قهقهه سر مىدادند خندهها خطبه گرم دهنش را بردند اين عطش يوسف معصوم كدامين مصر است كه روى نيزه بوى پيرهنش را بردند تا كه معلوم نگردد ز كجا مىآيد اهل صحراى تجرّد كفنش را بردند دشنهها دوروبر پيكر او حلقه زدند حلقهها نقش عقيق يمنش را بردند چهرهها يا همه زردند وَ يا نيلى رنگ شعلهها سبزى رنگ چمنش را بردند بت پرستان ز هراس تبر ابراهيم جمع گشته تبر بت شكنش را بردند بادها سينه زنان زودتر از خواهر او تا مدينه خبر سوختنش را بردند يوسف، آهسته بگوئيد نميرد يعقوب گرگها زوزه كشان پيرهنش را بردند |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1386/10/26ساعت 19:6 توسط محسن |
|
|
ممنونم ازتون كه اين شعرها رو برام فرستاديد:
فرمانده ي عشاق دل آگاه حسين است فرمود رضا بغض عمر راه کمال است مریم آن کاخ عبادت را نیاز ، دید چون در خویش آثار مخاض لیک بهر فاطمه از آسمان ، این ندا آمد که نزد ما بمان |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1386/10/19ساعت 17:57 توسط محسن |
|
|
ازطرف يكي ازبازديدكنندگان:
عمریست که ازحضوراوجاماندیم/درغربت سردخویش تنهاماندیم/اومنتظراست که مابرگردیم/ماییم که در غیبت کبری ماندیم... |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1386/09/29ساعت 10:4 توسط محسن |
|
|
این متن رو یکی ازبازدیدکنندگان برام نوشته بودقشنگ بودحیفم اومدنذارمش: پروردگارا...روا مدارکه به خواب غفلت فرو افتم وکیفرغفلت خویش بینم...روا مدارکه به خاطرهوس خویش پای بطلان برعنوان حق گذارم وباطل را برحق برگزینم...پروردگارا مگذاردامان وجودم به پلیدی های گناه بیالاید ومگذارکه معصیت ها را هرچه هم کوچک باشدکوچک بشمارم... |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1386/09/05ساعت 9:2 توسط محسن |
|
|
علي جان کوفيان غيرت ندارند که فرمان تو را گردن گذارند که دامان بلندت را نگيرند جدا کردند دين را از سياست دو بال مرغ آئين را شکستند ز فرزند تو در دل کينه دارند غزالان تو را آواره کردند کبوتر بچـّگان را سر بريدند
آقاسي |
|
+ نوشته شده در
شنبه 1386/08/26ساعت 9:47 توسط محسن |
|
|
فریب ما مخور آقا دروغ میگوییم قسم به ام ابیها دروغ میگوییم تمام چشم به راهی و انتظار و ظهور و ندبه های فرج را دروغ میگوییم کدام گریه غربت،کدام اشک فراق قسم به حضرت زهرا دروغ میگوییم دلی که مامن دنیاست،جای مولا نیست اسیر شهوت دنیاست، دروغ میگوییم زبان سخن ز تو گوید ولی برای گناه به پیش چشم شما هم دروغ میگوییم خلاصه ای گل نرگس کسی به فکر تو نیست و ما به وسعت دریا دروغ میگوییم |
|
+ نوشته شده در
شنبه 1386/08/05ساعت 21:8 توسط محسن |
|
|
لیلایی شنیدم یا علی گفت به مجنونی رسیدم یا علی گفت که هر دیوانه دیدم یا علی گفت به گوش غنچه کم کم یا علی گفت دعایی کرد و او هم یا علی گفت چو بر می خواست ادم یا علی گفت گمانم ابن ملجم یا علی گفت یقین آنجا علی هم یا علی گفت |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1386/07/25ساعت 6:41 توسط محسن |
|
|
من توسایت ذاکرین دیدم این شعرنوشته ازعلیمی وتوسایت میرحسینی هم دیدم حالادیگه نمی دونم ازکدومشونه فقط شعرقشنگیه مهم شعرشه.ولی اینطورکه دوست عزیزم می گفت ازمیرحسینی هست وعلیمی خونده.
خواب دیدم خواب اینکه مرده ام |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1386/06/28ساعت 3:50 توسط محسن |
|
|
این قدر مزن طعنه بر این احساسم من پیرو مردانگی عباسم بیهوده تلاش می کنی ای سنی من غیرتیم به مادرم حساسم
این است مرام همه اولاد بتول
بر منکر مرتضی و زهرا نفرین
هر قبله براي خود خدايي دارد ايوان نجف عجب صفايي دارد
زیرا که خدا نیز عزادار حسین است |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1386/06/20ساعت 5:52 توسط محسن |
|
|
این شعررودوست عزیزم آقاعبدالله تونظرات گذاشته بود.حیفم اومدنذارمش.واقعادمش گرم خیلی قشنگه.
عمرای خبیثِ ملعون،تو چه دشمنی خدارا |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1386/06/01ساعت 6:34 توسط محسن |
|
|
اين شعرازوبلاگ زيره وخيلي زيباست.شاهكاري است ازشاعراهلبيت آقاي ميرحسيني.اگه يه نگابندازي ظررنمي كني: http://www.aboololo-12.blogfa.com/ باورکن این شهر جای زندگی نیست تاناخدایانند جای بندگی نیست این تیره دلها ازشقایق سربریدند اینهابرای آخرت ذلت خریدند دیندارهای شهرمان درخواب رفتند اهل نمازوعشقبازی آب رفتند دیگرکسی اهل دعااهل صفانیست دیگرکسی دنبال مردان خدانیست چشم کسی ازترس داورغرق نم نیست بی دین و دنیاپیشگان درشهرکم نیست
بهتره بقيشو ازوبلاگ خودش ببيني.چون زحمتش پاي اونه. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1386/05/03ساعت 2:3 توسط محسن |
|
|
شهادت امام رضا(ع)برشماتسليت باد.
آمدم اي شاه پناهم بده خط اماني زگناهم بده اي حرمت ملجاءدرماندگان دورمران ازدروراهم بده لايق وصل توكه من نيستم اذن به يك لحظه نگاهم بده لشكرشيطان به كمين من است بي كسم اي شاه پناهم بده درشب اول كه نهندم به قبر نوربدان شام سياهم بده اي كه عطابخش همه عالمي جمله ي حاجات مراهم بده شاعر:حسان ملجاء:جايگاه |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1385/12/28ساعت 6:20 توسط محسن |
|
|
مدينه شهررسالت، محيط غم هابود به كوچه كوچه ي آن، ناله بودوغوغابود حكايت ازغم هجران مصطفي مي كرد قيامتي كه به شهرمدينه برپابود نفس نفس زدنش بودپيك رحلت او كه ازوجودوي،آثارضعف پيدابود به خانه اشك عزا،درسقيفه طرح نفاق به خانه شورغم ودرسقيفه شورابود به ناله امت اسلام،جمع گشته ولي ميان جمع علي بود،آن كه تنهابود تمام برسريك حرف متٌفق گشتند كه آن گرفتن حق علي وزهرابود شاعر:سيدرضامويد منبع:كتاب گلچين احمدي1 مولف: ذبيح الله احمدي گرجي
رسالت:پيامبري،پيغامبري هجران:دوري پيك:قاصد،چاپار،نامه بر سقيفه:سايبان نفاق:دورويي متٌفق:متحد،يكي شدن |
|
+ نوشته شده در
شنبه 1385/12/26ساعت 13:43 توسط محسن |
|
|
دوستان رحلت پیامبراکرم(ص)وشهادت امام حسن مجتبی(ع)رابه شماتسلیت عرض می کنم.
مجتبي چون درصبوري ممتحن گرديده بود مظهرصبرخداقلب حسن گرديده بود مردغيرتمندرا،صلح است بادشمن گران زاده ي حيدرچه مشكل ممتحن گرديده بود درميان خانه هم ايمن نبودازدشمنان بي كسي بنگرغريب اندروطن گرديده بود جعده چون جغدي به سرو خانه ي زهرانشست خاربنگر،همنشين ياسمن گرديده بود آب آشاميدنش راجعده زهرآلودكرد آب، همچوآتش ازآن فتنه زن گرديده بود تاكه زهرش كارگرشدتشتي اززينب بخواست چون پرازخون جگروحلق ودهن گرديده بود گرحسين ازتشنگي مي سوخت اماياحسن جرعه ي آبي به جانت شعله زن گرديده بود آه برزينب كه بعدازمادروجدوپدر بارديگرخانه اش بيت الحزن گرديده بود وا اسف برحال آن خواهركه درماه صفر ازدوطشت پربلادل پرمحن گرديده بود چون كه مي بردندجسم مجتبي سوي بقيع تيردشمن زيب تابوت وكفن گرديده بود شاعر:حسان منبع:گلچين احمدي1 مولف: ذبيح الله احمدي گرجي
ممتحن:امتحان شده اسف:اندوه محن:اندوه زيب:آرايش |
|
+ نوشته شده در
شنبه 1385/12/26ساعت 13:37 توسط محسن |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
من بچه ی کاشانم وقصددارم به هرشکلی که بتونم به شماهاحال بدم.هرماه براتون عکس ومداحی میذارم.به اضافه ی یک سری چیزهای جزئی ازکامپیوترومذهب.
|
